مقدمه: چرا اینقدر خودمان را با بقیه مقایسه میکنیم؟
تقریباً محال است دانشآموز دبیرستان یا کنکوری باشی و خودت را با بقیه مقایسه نکرده باشی:
- «اون ۷۲۰ زده، من ۵۶۰! من هیچی نیستم…»
- «چطور اون تو دو ماه اینهمه پیشرفت کرد، من تو شش ماه تکون نخوردم؟»
- «همه دارن میرسن، فقط من جا موندم…»
این مقایسهها گاهی آنقدر شدید میشود که:
- تمرکز از روی درس برداشته میشود،
- استرس و اضطراب بالا میرود،
- عزتنفس ضربه میخورد،
- آدم از خودش و تلاشش ناامید میشود.
اما واقعیت این است:
مقایسه، خودش بد نیست؛ نوع استفاده ما از آن میتواند مفید یا کاملاً مخرب باشد.
در این مقاله سعی میکنیم:
- ریشههای روانشناختی مقایسه را بفهمیم؛
- بفهمیم چه نوع مقایسهها خطرناکاند؛
- یاد بگیریم چطور با آن کنار بیاییم و حتی از آن به نفع خودمان استفاده کنیم؛
- چند تمرین عملی و قابل اجرا مخصوص فضای مدرسه و کنکور یاد بگیریم.
مخاطب این مطلب شمایید: دانشآموز دبیرستانی و کنکوری، با همه فشارها، استرسها و انتظاراتی که دوروبرتان هست.
۱. چرا مغز ما مدام مقایسه میکند؟
۱.۱. مقایسه یک «بگ» نیست، یک «ویژگی» است
روانشناسان میگویند انسان بهصورت طبیعی خودش را با دیگران مقایسه میکند.
این کار چند دلیل دارد:
- برای فهمیدن جایگاه خودمان (آیا وضعیت من خوب است یا بد؟)
- برای یاد گرفتن مسیر رشد (چهکار کنم بهتر شوم؟)
- برای تشخیص خطر و امن بودن (آیا از بقیه عقبم؟)
یعنی اگر شما نمرهتان را با همکلاسیها نگاه میکنید، مغزتان دارد سعی میکند بفهمد «کجا ایستادهای» و «چقدر باید تلاش کنی».
این ویژگیِ «مقایسه» در اصل برای کمک به ماست، اما مشکل کجاست؟
۱.۲. مشکل زمانی شروع میشود که مقایسه تبدیل میشود به «قضاوت ارزش خود»
دو نوع نگاه وجود دارد:
-
مقایسه برای اطلاعات
- «اون تو آزمون قبلی ۴۰ درصد ریاضی داشت، حالا شده ۶۰؛ پس با تست زدن هدفمند میشه پیشرفت کرد.»
- «برنامهریزیش رو نگاه میکنم ببینم چه نکتهای توش هست که میتونم استفاده کنم.»
-
مقایسه برای قضاوت ارزش خود
- «اون ۶۰ زده، من ۳۰؛ پس من خنگم، به درد نمیخورم.»
- «من همیشه عقبم، انگار آدم موفق بودن مال بقیهست، نه من.»
نوع دوم، همان چیزی است که خطرناک میشود:
بهجای اینکه نمره و عملکرد را بسنجیم، ارزش خودمان را زیر سؤال میبریم.
۲. انواع مقایسه: همیشه به بالا نگاه میکنی؟
بهطور کلی دو نوع مقایسه مهم داریم:
۲.۱. مقایسه رو به بالا (Upward Comparison)
یعنی خودت را با کسی که در یک زمینه از تو جلوتر است مقایسه میکنی:
- رتبههای برتر کنکور
- شاگرد اول کلاس
- بچهای که همیشه همه میگویند «چقدر باهوشه»
این نوع مقایسه میتواند:
- مفید باشد اگر بگویید: «میخوام ازش یاد بگیرم»
- مخرب باشد اگر بگویید: «من هیچوقت مثل اون نمیشم، پس بیفایدهست.»
۲.۲. مقایسه رو به پایین (Downward Comparison)
یعنی خودت را با کسی که از تو ضعیفتر است مقایسه میکنی:
- «حداقل از فلانی بهترم، اون که ۲۰۰۰ تا تست هم نزده.»
- «من که صفر صفر نیستم، بعضیا اصلاً شروع نکردن.»
این مقایسه میتواند:
- موقتاً حس بهتری بدهد،
- ولی اگر زیاد شود، آدم را در «من از بقیه بهترم» گیر میاندازد و انگیزهی رشد را کم میکند.
۲.۳. مشکلِ مقایسهی کنکوریها: افراط در نگاه رو به بالا
در فضای کنکور معمولاً این اتفاق میافتد:
- دائم پیج رتبههای برتر، حجمها و ساعت مطالعههای عجیبغریب، ترازهای بالا…
- دائم شنیدن جملههایی مثل «فلانی اینهمه تست زده، تو چی؟»
یعنی یکجور «بمباران مقایسه رو به بالا».
اگر از این مقایسه به شکل سالم استفاده نکنیم، بهجای پیشرفت، به سمت فرسودگی و خودسرزنشگری میرویم.
۳. چرا مقایسه با دیگران میتواند خطرناک باشد؟
۳.۱. اطلاعات ناقص، نتیجهگیریهای اشتباه
وقتی همکلاسیات را میبینی که:
- ترازش بالا آمده،
- یا همیشه آماده است،
- یا توی مدرسه شاگرد اول است،
مغزت معمولاً این قسمتها را نمیبیند:
- شرایط خانوادگی او (حمایت، آرامش خانه، امکانات)
- مدت زمانی که قبلتر شروع کرده
- تواناییها و استعدادهای متفاوت
- حجم واقعی فشاری که تحمل میکند (که شاید برای تو قابل تحمل نباشد)
مثل این است که فقط «صفحه آخر داستان» یک نفر را ببینی، بعد زندگی خودت را با آن قیاس کنی و بگویی: «من چرا مثل اون نیستم؟»
۳.۲. تبدیل شدن نتیجه به «هویت»
اشتباه بزرگ این است که نتیجه را تبدیل به هویت کنیم:
- «من در این آزمون کم آوردم»تبدیل میشود به
- «من آدم ضعیفی هستم»
- «این مدت خوب برنامهریزی نکردم»تبدیل میشود به
- «من همیشه گند میزنم»
درحالیکه:
- نمره و رتبه و درصد، اطلاعات عملکردی هستند، نه تعریف شخصیت تو؛
- یک آزمون بد، معادل «آدم بد بودن» نیست؛
- یک بازهی افت، معادل «ناامیدکننده بودن کل آیندهی تو» نیست.
۳.۳. اثر «همیشه یکی بهتر هست»
در هر سطحی که باشی، همیشه یکی وجود دارد که:
- بیشتر میخواند،
- رتبهاش بهتر میشود،
- سریعتر یاد میگیرد.
اگر ارزش خودت را به «بهترین بودن» گره بزنی، همیشه یک نفر هست که بتوانی با او خودت را خرد کنی.
در نهایت به این حس میرسی:
- «هر کاری کنم کم است.»
- «هیچوقت حس رضایت نمیکنم.»
۴. تفاوت تو با دیگران؛ مثل تفاوت مسیرها در یک مسابقه
تصور کن همهی دانشآموزها در یک مسابقهی دوی ماراتن هستند.
این شبیه فضای کنکور و امتحانات است؛ اما یک نکتهی مهم وجود دارد:
- هیچکس از یک نقطه شروع نکرده؛
- هیچکس روی یک زمین صاف و یکسان نمیدود؛
- هر کس کفش متفاوت، سابقهی ورزشی متفاوت، میزان خستگی متفاوت و حتی مسیر با شیب مختلف دارد.
۴.۱. تفاوتها واقعیاند
چند مثال عینی:
- یکی خانوادهای دارد که ازش حمایتی نمیکنند؛ یکی خانوادهای که برایش کلاس و مشاور و محیط آرام فراهم کردهاند.
- یکی از راهنمایی تیزهوشان بوده؛ یکی هنوز پایههای راهنماییاش را دارد جمع میکند.
- یکی مشکلات روحی، اضطراب زیاد یا مشکلات خانوادگی دارد؛ یکی زندگیاش آرامتر است.
- یکی در یک شهر کوچک با امکانات محدود است؛ یکی در مرکز استان با کلی مدرسه و کلاس و رقابت.
اگر همهی این تفاوتها را نادیده بگیری و فقط بگویی:
- «اون ۷۰۰۰ تا تست زده، من ۳۰۰۰ تا»،
درواقع داری بین دو دنیای کاملاً متفاوت خط کشی میکشی.
۴.۲. مسابقه اصلی: تو امروز در برابر توی دیروز
مسابقهی واقعی و منصفانه این است:
- توی امروز را با توی دیروز مقایسه کنی؛
- نه با زندگی و شرایط کسی که کوچکترین اطلاعی از پشتصحنهاش نداری.
مثلاً:
- دیروز ۲۰ تست عمومی میزدی، امروز ۳۵ تست.
- هفتهی قبل ۵ ساعت مفید میخواندی، این هفته ۶ ساعت.
- ترم قبل ریاضیات ۸ بود، الان ۱۲ شده.
این نوع مقایسهها واقعبینانه و قابل کنترل هستند، چون:
- تنها چیزی که واقعاً روی آن کنترل داری خودت هستی؛
- روی ژنتیک، خانواده، شرایط و شروع دیگران کنترل نداری.
۵. چطور با مقایسه ناسالم کنار بیاییم؟ (راهکارهای عملی)
حالا برویم سراغ مهمترین بخش: چطور مدیریت کنیم؟
در این قسمت، هم روی ذهنیت کار میکنیم، هم تکنیکهای عملی میگوییم.
۵.۱. آگاهی از مکالمههای درونی
اولین قدم این است:
- متوجه شوی وقتی داری خودت را مقایسه میکنی، دقیقاً به خودت چه میگویی؟
مثلاً:
- «من هیچوقت به اون حد نمیرسم.»
- «اونا برای موفقیت ساخته شدن، من نه.»
- «من همیشه عقبم.»
این جملات را اگر روی کاغذ بنویسی و از بیرون نگاه کنی، میبینی خیلی از آنها:
- اغراقشدهاند،
- «همیشه» و «هیچوقت» بیدلیل دارند،
- روی یک آزمون یا یک بازه کوتاه تعمیم داده شدهاند.
تمرین ۱: دفتر مقایسه
۱. یک دفترچه یا برگه مخصوص انتخاب کن.
- هر وقت خودت را با کسی مقایسه کردی و حس بدی گرفتی، سه چیز را بنویس:
- با چه کسی مقایسه کردم؟
- چه جملهای به خودم گفتم؟
- از ۰ تا ۱۰ چقدر واقعاً این جمله منطقی است؟
۳. بعد، کنار آن جمله یک نسخهی منطقیتر بنویس.
مثلا:
- جملهی اولیه: «من هیچوقت مثل اون نمیشم.»
- جملهی منطقیتر: «الان از اون عقبم، اما میتونم با برنامهی مناسب فاصلهام را کم کنم.»
این کار شاید ساده به نظر برسد، ولی کمکم مغز را تربیت میکند که خودکار به سمت جملات منطقیتر برود.
۵.۲. تغییر سؤال: از «چرا من مثل اون نیستم؟» به «من چه کار میتونم بکنم؟»
سؤالهای اشتباه:
- «چرا مغزم مثل اون سریع نیست؟»
- «چرا من اینهمه میخونم، ولی مثل فلانی نتیجه نمیگیرم؟»
این سؤالها معمولاً جواب مشخصی ندارند و فقط حس ناتوانی ایجاد میکنند.
سؤالهای بهتر:
- «کجای روش مطالعهام ایراد دارد؟»
- «کدام مبحث را باید هدفمندتر کار کنم؟»
- «کجا میتوانم از فلانی یاد بگیرم، نه اینکه خودم را له کنم؟»
این نوع سؤالها مغز را از حالت «حسرت» میبرد در حالت «حل مسئله».
تمرین ۲: سؤال جایگزین
هر وقت بعد از دیدن نتیجه دیگران حس مقایسه منفی گرفتی:
۱. جملهی ذهنت را روی کاغذ بنویس («چرا من مثل اون نیستم؟»)
۲. زیرش یک سؤال عملی بنویس که شروع آن با «چه کار میتوانم بکنم که…» باشد.
مثال:
- «چه کار میتوانم بکنم که درصد ریاضیام را ۱۰ درصد بالا ببرم؟»
۳. فقط روی جواب دادن به این سؤال دوم وقت بگذار، نه روی اولی.
۵.۳. مدیریت فضای مجازی و اطراف
فضای مجازی، بهخصوص در دوران کنکور، میتواند منبع دائم مقایسه باشد:
- عکس از ساعت مطالعه بالا،
- استوریِ دفتر زیبا و نوتبرداری رنگی،
- نتیجهی آزمونهای عالی،
- یا داستانهای «من تو دو ماه معجزه کردم»!
باید یک نکته را در ذهن داشته باشی:
افراد معمولاً «بهترین لحظهها و نتیجهها» را نشان میدهند، نه قصهی کامل سختیها و شکستها را.
تمرین ۳: رژیم مقایسه
برای یک بازهی مشخص (مثلا ۲ هفته):
-
پیجها و کانالهایی را که بعد از دیدنشان حس ناامیدی و خودسرزنشگری میگیری، موقتاً میوت، آنفالو یا محدود کن.
-
بهجای آن، منابعی دنبال کن که:
- روش مطالعه یاد میدهند،
- نکات آموزشی یا انگیزشی سالم دارند،
- روی خودتو-دیروزت تأکید میکنند، نه مسابقهی افراطی.
-
اگر دیدی حس بهتری داری و تمرکزت روی خودت بیشتر شده، این رژیم را ادامه بده.
۵.۴. تمرکز روی شاخصهای قابل کنترل
چیزهایی که در کنکور و مدرسه در کنترل توست:
- ساعت مطالعهی مفید (نه صرفاً نشستن پشت میز)
- کیفیت مطالعه (یادگیری فعال، خلاصهنویسی، تست زدن هدفمند)
- نظم خواب و استراحت
- مدیریت حواسپرتیها
- استفاده از بازخورد آزمونها برای اصلاح روش
چیزهایی که در کنترل تو نیست:
- هوش و استعداد دیگران
- نقطه شروع و گذشتهی دیگران
- میزان حمایت خانوادهی دیگران
- شرایط مالی، مدرسه، شهر و…
مقایسهی خودت در چیزی که در کنترل تو نیست، تنها نتیجهاش احساس ناتوانی و بیعدالتی است.
اما وقتی خودت را در چیزهای قابل کنترل میسنجی، میتوانی واقعا پیشرفت را ببینی.
تمرین ۴: ۳ شاخص شخصی
سه چیز را که میتوانی کنترل کنی، بهعنوان شاخص پیشرفت انتخاب کن، مثلاً:
- ساعت مطالعه مفید روزانه (مثلاً از ۴ ساعت برسانی به ۶)
- تعداد تست تحلیلی (تستهایی که کامل بررسی و تحلیل میکنی، نه فقط میزنی و رد میشوی)
- تعداد روزهای بدون تعویق (روزهایی که طبق برنامه حداقل ۷۰٪ را انجام دادهای)
هر هفته خودت را تنها با این سه معیار بسنج.
اگر بهتر شدهای، یعنی «جلو رفتهای»؛ حتی اگر هنوز از فلان دوستت پایینتر باشی.
۵.۵. هدفگذاری شخصی، نه جمعی
هدفهای غلط:
- «میخوام هر طور شده بهتر از فلانی باشم.»
- «باید رتبهام از همهی همکلاسیهام بهتر بشه.»
این هدفها چند مشکل دارند:
- آینده تو را وابسته به عملکرد دیگران میکند؛
- با هر موفقیت یا افت دیگری، حالت خوب یا بد میشود؛
- حتی اگر به هدف برسی، آرامش زیادی به تو نمیدهد، چون همیشه یک «دیگری» جدید پیدا میشود.
هدفهای سالم:
- «میخوام در حد توان و شرایط خودم، بهترین عملکردم را داشته باشم.»
- «میخوام درصد ریاضی را تا کنکور به X برسانم.»
- «میخوام در ۳ ماه آینده پایه عربیام را جمع کنم.»
این هدفها:
- قابل اندازهگیریاند،
- به خودت مربوطاند،
- با موفقیت یا شکست بقیه تغییر نمیکنند.
۶. تبدیل مقایسه به ابزار رشد (بهجای دشمن خودت)
مقایسه اگر درست استفاده شود میتواند تبدیل شود به:
- منبع الهام،
- الگویی برای یادگیری،
- انگیزهای برای حرکت.
۶.۱. به جای حسادت، از دیگران «الگو» بگیر
وقتی کسی را میبینی که از تو جلوتر است، این سؤالها را بپرس:
- چه چیزی در روش او وجود دارد که من میتوانم از آن استفاده کنم؟
- کدام بخشهای موفقیت او به تلاشش مربوط است، نه فقط شرایطش؟
مثلاً:
- اگر دوستی داری که در ادبیات خیلی قوی است، از او بپرس دقیقاً چه کتابهایی و به چه روشی خوانده.
- اگر کسی در آزمونها افت کمتر دارد، ببین چطور مرور میکند.
مهم این است که:
از «شخص» بت نسازی، از «روش» او استفاده کنی.
۶.۲. مقایسه با خود: نمودار رشد شخصی
اگر دوست داری عدد و نمودار داشته باشی (که خیلی از کنکوریها دارند):
تمرین ۵: نمودار پیشرفت شخصی
۱. یک دفتر یا فایل اکسل باز کن.
۲. برای هر آزمون یا هفته، این موارد را یادداشت کن:
- درصد هر درس
- ساعت مطالعهی آن هفته
- احساس کلی (مثلاً از ۱ تا ۵؛ ۱ بسیار بد، ۵ خیلی خوب)
۳. بعد از چند هفته، روند را نگاه کن:
- آیا کلیت رو به رشد است؟
- اگر جایی افت داشتی، کنار آن بنویس چرا (خستگی، بیماری، درگیری خانوادگی و…).
با این کار، بهجای اینکه بگویی «من همیشه خراب میکنم»، میتوانی دقیق ببینی:
- کجا افت داشتی،
- کجا رشد داشتی،
- و مهمتر از همه: چطور خودت نسبت به خودت جلو آمدهای.
۷. برخورد با حرفهای دیگران: از مقایسههای بیرونی دفاع کن
گاهی مقایسه از بیرون به تو تحمیل میشود:
- «ببین دختر خالهت چقدر خوب خونده، تو چرا نمیتونی؟»
- «همکلاسیهات دارن ازت جلو میزنن.»
- «ببین بچههای فلان مدرسه چه میکنن!»
این حرفها ممکن است از طرف:
- خانواده،
- معلم،
- یا اطرافیان ناآگاه باشد.
چند نکتهی مهم:
۷.۱. ارزش تو فقط نمره و رتبه نیست
حتی اگر اطرافیان فقط نمره را ببینند، دلیل نمیشود واقعیت همین باشد.
تو چیزهای دیگری هم هستی:
- شخصیتت،
- اخلاق و رفتار،
- توانایی کمک به دیگران،
- استعدادهای هنری، ورزشی یا مهارتی.
این حرف کلیشهای نیست، واقعیت روانشناختی است:
وقتی تمام هویت خودت را روی یک چیز (کنکور، معدل، رتبه) میگذاری، هر ضربهای در آن حوزه، کل خودت را فرو میریزد.
۷.۲. یاد بگیر مرز بگذاری
اگر کسی مدام تو را با دیگران مقایسه میکند، میتوانی محترمانه اما واضح واکنش نشان دهی.
مثلاً:
- «میدونم فلانی خوب نتیجه گرفته، خوشحالم براش، ولی این مقایسهها الان تمرکزم رو بههم میزنه. بهتره روی برنامهی خودم جلو برم.»
- «من دارم تلاش خودم رو میکنم، ترجیح میدم بهجای مقایسه با بقیه، راجع به پیشرفت خودم صحبت کنیم.»
شاید طرف مقابل کامل متوجه نشود، اما تو داری از ذهن و روان خودت دفاع میکنی.
۸. وقتی مقایسه به اضطراب و افسردگی نزدیک میشود
گاهی شدت مقایسه و خودسرزنشگری آنقدر بالا میرود که:
- مدام احساس بیارزشی میکنی؛
- هیچ انگیزهای برای شروع درس نداری؛
- یا افکار منفی شدید مثل «زندگی من فایدهای نداره» سراغت میآید؛
- یا اضطراب توی بدنات با تپش قلب، لرزش، بیخوابی خودش را نشان میدهد.
در چنین مواردی:
- این فقط مسئله «تکنیکهای مطالعه» نیست؛
- ممکن است نیاز به کمک حرفهای (مشاور، روانشناس) داشته باشی.
کمک گرفتن نشانهی ضعیف بودن نیست؛
نشانهی این است که تو «به اندازه کافی جدی هستی» که سلامت روانت را همسطح درس جدی بگیری.
اگر امکانش را داری:
- با مشاور مدرسه، روانشناس یا فرد آگاهی صحبت کن؛
- اگر نه، حداقل با یک دوست قابل اعتماد یا فرد بزرگتر منطقی صحبت کن.
۹. جمعبندی: نسخهای واقعبینانه برای کنار آمدن با مقایسه
بیایید نکات مهم را بهصورت خلاصه و کاربردی جمع کنیم:
-
مقایسه طبیعی است
مغزت برای فهمیدن جایگاه و مسیر رشد، مقایسه میکند. مشکل از بین بردن مقایسه نیست؛ مشکل در نوع استفاده از آن است.
-
حواست به نوع مقایسه باشد
- مقایسهی رو به بالا میتواند هم انگیزهبخش باشد، هم نابودکننده؛
- مقایسهی رو به پایین میتواند هم آرامشبخش باشد، هم باعث توهم برتری و توقف رشد.
-
خودت را در سطح «عملکرد» نقد کن، نه در سطح «ارزش وجودی»
یک آزمون بد = یک عملکرد ضعیف در یک بازهی کوتاه، نه «بیعرضگی» کل زندگی.
-
اختلاف مسیرها و شرایط را بپذیر
دو نفر هرگز دقیقاً در یک نقطه، با یک شرایط شروع نمیکنند.
تو مسئول تلاش خودت هستی، نه تنظیم دنیا.
-
مقایسهی اصلی: تو امروز در برابر توی دیروز
با شاخصهای قابل کنترل (ساعت مطالعه، کیفیت تمرین، تعداد تست تحلیلی، نظم برنامه) خودت را بسنج.
-
فضای مجازی را مدیریت کن
- هر چیزی که دائماً حس حقارت و ناامیدی ایجاد میکند، لازم نیست همیشه جلوی چشمت باشد؛
- پیجها و کانالهایی را دنبال کن که به تو «مهارت و روش» میدهند، نه فقط «استرس و فخر فروشی».
-
از موفقیت دیگران الگو بگیر، نه زخم
از آدمهای موفق، روشها را قرض بگیر، نه اینکه تمام وجودت را با آنها مقایسه کنی.
-
هدفهای شخصی داشته باش
هدف تو باید به خودت ربط داشته باشد، نه به «بردن از فلانی».
-
در برابر مقایسههای آزاردهندهی دیگران مرز بگذار
محترمانه اما واضح بگو این نوع حرفها کمکی نمیکند و فقط تمرکزت را بههم میزند.
-
اگر مقایسه تبدیل به اضطراب و افسردگی شدید شد، کمک بگیر
سلامت روان، بخشی از مسیر موفقیت در درس و زندگی است، نه چیزی جدا و کماهمیت.
دسته بندی:
آنچه در این مقاله میخوانید:
دیدگاهشما لغو پاسخ
منتخب سردبیر
اگر دانشآموز پایه نهم هستید یا فرزند نهمی در خانه دارید، احتمالاً یکی از…
زمان مطالعه 5 دقیقه
انتخاب مدرسه مناسب برای فرزندان، همواره یکی از دغدغههای اصلی و سرنوشتساز والدین است.…
زمان مطالعه 5 دقیقه
یکی از پرچالشترین دغدغههای این روزهای والدین و دانشآموزان در آموزشگاه نخبه پروران یک…
زمان مطالعه 3 دقیقه
تمرکز عالی، یک ویژگی مادرزادی نیست؛ بلکه حاصل طراحیِ هوشمندانه محیط است. بررسی روند…
زمان مطالعه 5 دقیقه
افت ناگهانی انگیزه دانشآموزان در اواسط پاییز، یکی از چالشهای رایج اما نادیده گرفتهشده…
زمان مطالعه 4 دقیقه
بسیاری از دانشآموزان کنکوری تمام توان خود را روی یادگیری مفاهیم، مرور خلاصهها و…
زمان مطالعه 4 دقیقه
ورود به مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) یکی از مهمترین و حساسترین مسیرهای تحصیلی برای…
زمان مطالعه 5 دقیقه
پاسخ به این سؤال که «دانشآموزان عالی به کدام مدارس میروند؟» ساده نیست؛ زیرا…
زمان مطالعه 4 دقیقه








0